تو نباشی چشام برات گریونه
دنیا برام بدون تو زندونه
دستات اگه دستام و تنها بذاره
شب و روزم لحظه ای آروم نداره
تو که بارون تو چشام و میبینی
لحظه لحظه ها رو کنارم میشینی
تو که مثل بارون آرومم میکنی
تو نباشی دل منو خون میکنی
جز تو هیچ کسی درد عاشقی و
غصه های منو
خنده های منو
لحظه ها ی منو
گریه های منو
ندیده و نشنیده و
وقتی تو نیستی
من میشم بین این آدما
مثل یه غریبه و
تو هم همه ها گم میشم
دنبال تو دنبال تو
نویسنده فریدون رسولپور در 26 فروردين 1387 ساعت 13:08 موضوع عمومي | لینک ثابت

نه قدرت آمدن به سویت دارم نه طاقت ندیدن رویت دارم نمی دانم گناهم چیست که تنهایم گناهم این است که دوستت دارم
نویسنده فریدون رسولپور در 9 اسفند 1386 ساعت 14:59 موضوع عمومي | لینک ثابت
ای پروانه ی خیال
ای کسی که بدون تو
زندگی را با همه زیبایی هایش برای لحظه ای هرچند ناچیز
نمی خواهم
ای کسی که زندگی را در چشمان بهاری ات معنا می کنم
کاش می دانستی که این قلب کوچک و عطش زده ام چگونه با دیدارت
بال و پری برای رهایی می یابد
بدون تو برگی در خزان زندگی ام
برگی خزان دیده در بهار زندگی که با کوچکترین تلنگری زندگی را
بدرود خواهد گفت....
نویسنده فریدون رسولپور در 25 بهمن 1386 ساعت 16:53 موضوع عمومي | لینک ثابت

از طرف عشقم(M)
I
love
Y O U
نویسنده فریدون رسولپور در 15 آذر 1386 ساعت 12:41 موضوع عمومي | لینک ثابت

روزگاريست كه من مايل ديدار توام با خبر باش در اين شهر گرفتار توام
گفته بودي كه طبيب دل بيماري پس طبيب دل من باش كه گرفتار توام
نویسنده فریدون رسولپور در 8 آذر 1386 ساعت 10:25 موضوع عمومي | لینک ثابت

شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتی اما حال که به آن دعوت شده ای
تا میتوانی زیبا برقص

عکسهای جالبی از دوست عزیزم فرزاد ظاهری
نویسنده فریدون رسولپور در 8 آذر 1386 ساعت 10:10 موضوع عمومي | لینک ثابت

دوست دارم اشك باشم گوشه چشمت نشينم تا اگر روزي افتادم صورت ماهت ببينم ![]()
نویسنده فریدون رسولپور در 8 آذر 1386 ساعت 09:56 موضوع عمومي | لینک ثابت
عشق كليد شهر قلب است به شرط آنكه قفل دلت هرز نباشه كه با هر كليدي باز شود![]()
نویسنده فریدون رسولپور در 26 آبان 1386 ساعت 01:15 موضوع عمومي | لینک ثابت

کاش می شد بوسه بارانت کنم .... جان عشق را به قربانت کنم ..... ای که دور از من در قلب منی ..... با وفا باش که دنیای منی ...![]()
نویسنده فریدون رسولپور در 26 آبان 1386 ساعت 00:02 موضوع عمومي | لینک ثابت

عشق گلي است که دو باغبان آن را مي پرورانن![]()
نویسنده فریدون رسولپور در 26 آبان 1386 ساعت 00:01 موضوع عمومي | لینک ثابت

دوست دارم بی آنکه بدانی همیشه به یادت هستم بی آنکه به یادم باشی همیشه همراهت هستم بی آنکه حضورم را احساس کنی دوستت دارم![]()
نویسنده فریدون رسولپور در 10 آبان 1386 ساعت 23:50 موضوع عمومي | لینک ثابت

احساس مهربانت عطریست که هر لحظه در فضا می پیچد مهربا نا فردا زیباست و تو زیباتر از فرداها![]()
نویسنده فریدون رسولپور در 10 آبان 1386 ساعت 23:38 موضوع عمومي | لینک ثابت
آره فقط تو
آره فقط تو آره فقط تو عشقمی آخرشی آره فقط تو میتونی با من باشی آره فقط تو خوشکله خوشکلمی ندیدم شیتون مثله تو تو هیج جایی آره فقط تو رنگ چشماتو آره فقط تو می مونه یادم برق اون نگاهتو اره فقط تو عشقمی آخرشی آره فقط تو میتونی با من باشی آره فقط توخوشکله خوشکلمی ندیدم شیتون مثه تو تو هیج جایی آره فقط تو میدونی دیونتم هرجا که باشی من بلا گردونتم آره فقط تو میمونی برای من نداره هیچ کس نازه تو برای من آره فقط تو بهونه موندنی عشق تو شده یه داستان خوندنی اره فقط تو دختر پادشاهی فقط تو هستی ملکه زیبایی اره فقط تو بهونه موندنی یاده تو هستش ترنه خوندنی آره فقط تو آخر با من هستی نمیره یادت تو بیداری و مستی اره فقط تو عشقمی آخرشی آره خوده تو تو بیا کناره من بشین اره فقط تو نگاهتم شیرینه همه وجودت به دله من می شینه
نویسنده فریدون رسولپور در 10 آبان 1386 ساعت 23:24 موضوع عمومي | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آمار